Le square

ISBN: 2070382249
ISBN 13: 9782070382248
By: Marguerite Duras

Check Price Now

Genres

50s Unrealist Favorites Fiction France French French Literature Nouvelle Roman Novel Romance To Read

About this book

The brief encounter, in a public park, of a 20-year-old girl and a somewhat older travelling salesman. Maybe we are witnessing the birth of a love. But that is not the point. What matters is that in these shared moments, in these exchanged silences, they will reach both a absolute form of exile and a form of deep communion. The night can come, the square can close.A novel written entirely in dialogue.

Reader's Thoughts

ماهر Battuti

One of the best novellas of Duras. Compact and well built, showing the solitude of modern man in the new surroundings.

Srikanth

boy meets man meets girl. Hilarity ensues! Easy enough prose for an early French learner.

Laeticia Barbier

J'ai enregistré un livre sur BookCrossing.com !http://www.BookCrossing.com/journal/12311573

علی

Margareth Duras is a long poem, in different books with different verses. با نام دوراس "سوزان سونتاگ"، و با نام سونتاگ، "مارگریت دوراس" تداعی می شود. تصور می کنم دوراس را هر زنی باید بخواند، و البته هر مردی هم. دوراس "سیمون دو بوار"ی دیگر است، با همان بی پروایی، جسارت و صلابت، اما زنانه و ظریف. برای خواندن و فهمیدن دوراس، باید حوصله و دقت داشت، همان اندازه که برای خواندن ویرجینیا وولف. بسیاری از آثار مارگریت دوراس به همت قاسم رویین به فارسی برگردانده شده. "تابستان 80"، "بحر مکتوب"، "درد"، "نایب کنسول"، "نوشتن"، "همین و تمام"، "باغ گذر"، "باران تابستان"، "عاشق" و البته یکی از شاهکارهایش "مدراتو کانتابیله" توسط رضا سیدحسینی ترجمه شده و "می گوید؛ ویران کن" را خانم فریده زندیه به فارسی برگردانده است. تا آنجا که یادم هست، "هیروشیما، عشق من" نیز سال ها پیش و احتمالن توسط "هوشنگ طاهری" به فارسی ترجمه شده. کتابی که دیگر هیچ خطی از آن به یادم نمانده با این نام، صحنه های فیلم "آلن رنه" با بازی "امانوئل ورا" در خاطرم زنده می شود، فیلمی که در 1959 بر مبنای این رمان کوتاه دوراس، ساخته شده است.

Simin jabarzadeh

باغ‌گذرمارگریت دوراسمترجم : قاسم روبیندرباره کتاب :همه ی آن هزاران زنی که خود را از بروتانی رسانده بودند به ایستگاه های قطار شهر پاریس، خدمتکار بودند. مردها هم آمده بودند، فروشنده های دوره گرد بازارهای دهات، دوره گردهایی که نخ و سوزن و خرت و پرت می فروختند. هویت مشترک همه ی این میلیون ها آدم فقط مرگ بود.تنها دغدغه شان بقای حیات بود، اینکه از گرسنگی نمیرند و در پی سقفی باشند تا شب را به صبح برسانند.دغدغه ی دگیری هم البته داشتند، دغدغه ی حرف و گفت و گو، گاه و بیگاه در برخوردی از سر اتفاق، حرف زدن از شوربختی مشترکشان، و همین طور از مشکلات شخصیتشان.این برخوردهای اتفاقی اغلب در باغهای عمومی یا باغ گذر پیش می آمد، در تابستان، در قطار، در کافه های میدانچه های پر آمد و شد، در کافه هایی که همیشه موسیقی پخش می کنند.بخشی از کتاب :چمدانم مرا به دنبالِ خود می‌کشد، مُدام هم دورتر، روزبه‌روز، شب‌به‌شب، یا چه می‌دانم از این شام به آن شام. لحظه‌ای حتّی آرامم نمی‌گذارد تا فرصتی داشته باشم و کمی راجع‌ به این قضیه فکر نکنم. فرصتی ندارم تا به تغییر فکر کنم. تغییر خودش باید بیاید به سراغم. بعد هم، بله، این‌را هم باید اعتراف کنم، همیشه این احساس را داشته‌ام که کسی نبوده نیازی به یاریِ من داشته باشد، که من همدلش باشم. گاهی حتّی متعجّب می‌شوم از همین موقعیّتی که در جامعه نصیبم شده.

علی

Margareth Duras is a long poem, in different books with different verses. با نام دوراس "سوزان سونتاگ"، و با نام سونتاگ، "مارگریت دوراس" تداعی می شود. تصور می کنم دوراس را هر زنی باید بخواند، و البته هر مردی هم. دوراس "سیمون دو بوار"ی دیگر است، با همان بی پروایی، جسارت و صلابت، اما زنانه و ظریف. برای خواندن و فهمیدن دوراس، باید حوصله و دقت داشت، همان اندازه که برای خواندن ویرجینیا وولف. بسیاری از آثار مارگریت دوراس به همت قاسم رویین به فارسی برگردانده شده. "تابستان 80"، "بحر مکتوب"، "درد"، "نایب کنسول"، "نوشتن"، "همین و تمام"، "باغ گذر"، "باران تابستان"، "عاشق" و البته یکی از شاهکارهایش "مدراتو کانتابیله" توسط رضا سیدحسینی ترجمه شده و "می گوید؛ ویران کن" را خانم فریده زندیه به فارسی برگردانده است. تا آنجا که یادم هست، "هیروشیما، عشق من" نیز سال ها پیش و احتمالن توسط "هوشنگ طاهری" به فارسی ترجمه شده. کتابی که دیگر هیچ خطی از آن به یادم نمانده با این نام، صحنه های فیلم "آلن رنه" با بازی "امانوئل ورا" در خاطرم زنده می شود، فیلمی که در 1959 بر مبنای این رمان کوتاه دوراس، ساخته شده است.

M.

(Read this in English in the "Four Novels by Marguerite Duras" grove press book)The earliest of Duras's novels I've read, now, and I'm comfortable in saying that it is indeed different than the Moderato Cantabile & beyond work (which is how it was grouped somewhere). I certainly like the later work better, but this is still really overwhelming. The pressing insanity isn't really present yet, but there's such utter despair. Such utter despair. Took me a while to read it because I've been depressed myself while reading, and it's sort of just like wallowing in place. But there's something to be said for that, that level of affective despair.

Cristina

It started off by booking the play at the L Atelier in Pigalle Paris on 4 July following recommendations from a friend of Sandrine. The text played at the theatre was exceptional. The actor Didier behave was amazing, the actress Clothilde was just OK.the text IS the play. Just magnificent. A man and a young lady meet in a square and start a superb conversation about what they each do in life and their hopes. The play took 1.10 minutes. I also bought the book and read it after the play - not as good as when performed but still the power of a beautiful simple text. Highly recommend to a French speaker. 5 July 2014

Alex

I did not expect to enjoy this nearly as much as I did.It's the kind of book that demonstrates how much of a sham the emotional emptyness plaguing most postmodern/experimental fiction is. Duras uses a slight shift in form to rail us into this world. Her decision to tell the story almost entirely in dialogue allows her to eventually have long philosophical discussions about loneliness avoid "nobody talks like that" syndrome. She eases us in with chatter until we are so deep enough in the characters that things people would probably never say become reasonable conversational paths.That is: form in service of empathy and human understanding, not in service of intellectual masturbation. After a ton of authors recently whose prose has read like a tweaking ADHD adolescent doing jumping jacks while bragging about their SAT scores, the purpose behind this book's style is greatly welcomed.

Zane Akers

beautifully economic language, theme-variation, surprisingly limited vocabulary. an ancient story.

Parisa

گفتگوی بین یه زن و مردی هست که زن 20ساله و مجرد و مرد یه دوره گرد که وسایل توی چمدونشو میفروشه ،اینها به طور اتفاقی در یک باغ گذری باهم ملاقات میکنند و راجعبه دغدغه ها و مسایلی که باهاش درگیرند باهم حرف میزنند .خواسته هاشون هرچند خیلی کوچیک بنظر میاد اما همون ها هم به خاطر در دسترس نبودن براشون شبیه آرزو شده ،خیلی قابل لمس بود گفتگوها ،کتاب عالی نبود ولی یچیزایی توش داشت که فک میکنم ارزش 4 گرفتن داشت.

Share your thoughts

Your email address will not be published. Required fields are marked *